
ما از خون تو نمیگذریم...
- ۱۳ دی ۰۴ ، ۱۶:۰۸
حرفهای درست چند روز پیش سید عباس عراقچی (4 دی در اصفهان) به مذاق بعضی از اصلاحطلبان و طرفداران مذاکره خوش نیامد و تا چند روز در روزنامهها و رسانههایشان به او توپیدند.
چرا اصل کلام او را رها کردند و فقط به دو کلمه از حرفهایش چسبیدند (که چرا گفتی: «برکات تحریم»)؟!
اما ماجرا چه بود؟
عراقچی در میان جمعی از فعالان اقتصادی و خیران اصفهانی سخن راند و در بخشی از صحبتهایش گفت:
بپذیریم که تحریم هست. و بپذیریم که با تحریم هم میشه زندگی کرد. تحریم هزینههای خودشو داره... کسی نگه عراقچی نمیدونه تحریم یعنی چی. چرا من میدونم تحریم یعنی چی. هزینههاشو میدونم یعنی چی. مشکلاتشو میدونم یعنی چی. ولی برکاتشم میدونم یعنی چی.
اما همه حرفهایش این نبود؛ بخشهای مهم صبحتهای او را هم بخوانید و خود بگویید آیا نقدهایی که نقلشان میکند درست هستند یا نه؟
!هیچیک از تجار، بازرگانان و فعالان اقتصادی به من نگفتند عراقچی برو تحریمها را بردار. همه گفتند مشکل ما را در بانک مرکزی، گمرک، مالیات، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صمت حل کن. همه مشکلات داخلی است، این مشکلات را رفع کنیم، ظرفیتهای بسیار جدیدی را میتوانیم ایجاد و استفاده کنیم.
بله ماموریت اول من رفع تحریم است که آن را فراموش نکردهام و مسیر خود را دارد، مسیر سختی هم هست الحق. وارد جزئیات آن نمیخواهم بشوم، هیچ فرصتی را هم در این زمینه از دست نخواهیم داد اما اگر بگویم چه وضعیتی هست خود شما میگویید رهایشان کن اما ماموریت دوم که دست خود ما است؛ تحریم داخلی را خودمان باید برداریم.
اظهارات درستی است. ما بیش از تحریمهای خارجی از ضعفهای داخلی رنج میبریم. اما آقایانی که ظاهرا جز مذاکره برنامه واقعی دیگری ندارند، حدود سی سال دنبال غرب دویدند و گرچه سرانجام چیزی عایدشان نشد، از درِ بسته غرب چشم برنداشتند. سی سال و سیصد سال دیگر هم بدوند وضعشان همین است.
هر کس تاریخچه مذاکرات ایران و غرب را بخواند، اگر عمیق و روشنبین باشد، بیش از این به ناکجاآباد مذاکره دل خوش نمیکند چون درمییابد که مسئله آمریکا با کشوری مثل ایران، ماهوی است و به یک مورد و دو مورد جزئی خلاصه نمیشود.
...اگر فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) زنِ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هم نبود، قضیّه همین بود؛ از شوهرش دفاع نمیکرد از زمامدار بهحق دفاع میکرد.
بخشی از بیانات امام خامنهای (حفظه الله و روحی فداه) در یکی از سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی: نشانی نماهنگ
ای رسول خدا، از من و دخترت بر تو سلام باد که در جوار تو آمد، و به سرعت به تو ملحق شد.
ای رسول حق، از دوری دختر برگزیدهات شکیباییام کم شد، و طاقتم از دست رفت، جز آنکه مرا در فراق عظیم تو، و سنگینی مصیبتت جای تسلیت (در مصیبت فاطمه) است. زیرا من بودم که با دست خود تو را در آغوش خاک جای دادم، و سرت بر سینه من بود که روح پاکت از قفس تن پرید. «ما از خداییم و به خدا بازمیگردیم.»*
راستی که امانت بازگردانده شد، و گروگان دریافت گردید. اما غصه من ابدی است، و شبم قرین بیداری است تا زمانی که خداوند برای من جایگاهی را که تو در آن اقامت داری اختیار کند.
به زودی دخترت از همدستی امت برای ستم بر او به تو خبر خواهد داد، در پرسیدن از او اصرار کن، و خبر اوضاع را از او بخواه؛ در حالی که بین ما و تو فاصله زیادی نشده و زمانه از یادت خالی نگشته این همه ستم به ما شد.
به هر دو نفر شما سلام باد سلام وداع کننده نه سلام رنجیده خاطر دلتنگ.
اگر از کنار مرقدت بروم نه از باب ملالت است، و اگر بمانم نه از جهت بدگمانی به آنچه خداوند به صابران وعده داده است.
نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳ (در برخی نُسَخ، ۲۰۲)، ترجمه فارسی: استاد حسین انصاریان، مأخذ و نشانی متن عربی و ترجمه: در erfan.ir)
* بخشی از آیه ۱۵۶ سوره مبارکه بقره: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
چند روز پیش رسانهها از قول ظریف نوشتند: موشک بسیار مهم است، اما مردم مهمترند.
نمیدانم نیت گوینده چه بوده؛ با خودِ جمله کار دارم که اشکال دارد و مخاطب ناآگاه را گمراه میکند.
مثل این است که کسی بگوید: «آب بسیار مهم است، اما مردم مهمترند» یا «معیشت بسیار مهم است اما مردم مهمترند».
وقتی دو چیز لازم و ملزومِ هم هستند، چرا طوری بیان میشود که گویی با هم تزاحم دارند؟!
اگر مردم مهم هستند که هستند، پس دفاع از آنان و تامین امنیتشان هم مهم است و توان موشکی یکی از ملزومات دفاع از مردم و تامین امنیت آنان است.
از جنگ دوازده روزه و نقش بیبدیل موشکهای ایران در دفاع از ایران و ایرانیان زمان زیادی نمیگذرد. دشمنان ما آشکارا میخواهند چنین توانی را از ما بگیرند (غلط زیادی!)
کسانی که پشت میکروفن میروند یا قلم دست میگیرند، بیشتر دقت کنند. اصلا و بهویژه با وضعیت فعلی منطقه و دنیا بیان چنین جملاتی چه نفعی دارد؟