ندبه

«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

ندبه

«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

سلام خوش آمدید

۱۵ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

ارز ترجیحی مثل استخوانی در گلو بود که هم بلعیدنش گلو را زخم می‌زد و هم خارج کردنش؛ بودنش موجب خوشحالی رانت‌خواران بود و نبودنش می‌توانست بار هزینه‌های معیشت را سنگین‌تر کند.

 

چرا ارز ترجیحی؟

بعضی دولت‌ها در دوره‌های مختلف، برای جلوگیری از جهش قیمت کالاهای اساسی و ضروری مثل مواد غذایی و دارو، دلار را به‌قیمت دستوری و کمتر از نرخ بازار آزاد به واردکننده دادند تا کالا را ارزانتر وارد کند و ارزان (با قیمت مصوب) بفروشد. مابه‌التفاوت نرخ آزادِ دلار را هم دولت از منابع عمومی کشور (که در اصل متعلق به عموم مردم است) می‌پرداخت تا کالاهای ضروری ارزانتر به دست مردم برسند.

فرضاً اگر قیمت دلار در بازار آزاد ارز، ۱۰۰,۰۰۰ تومان بود و وارد کننده، کالا را بر اساس همان نرخ وارد می‌کرد، طبیعتاً باید متناسب با همان نرخ می‌فروخت تا ضرر نکند. اما در آن‌صورت قیمت کالا برای مصرف‌کننده گران تمام می‌شد. پس دولت دلار ۱۰۰,۰۰۰ تومانی را اصطلاحا با نرخ ارز ترجیحی (که در دوره اخیر ۲۸,۵۰۰ تومان بود) به واردکننده می‌داد، به‌شرطی که واردکننده هم کالای وارداتی را متناسب با نرخ مصوب در بازار بفروشد.

 

اما در عمل چه می‌شد؟ تخلف بعضی واردکنندگان، جولان دلال‌ها و ضعف زنجیره‌ی نظارت سبب می‌شد کالاهایی که با ارز ترجیحی (ارزان) وارد می‌شوند، اغلب همچنان گرانتر از قیمت مصوب به دست مصرف‌کننده برسند و اصطلاحا نرخ اصابت یارانه‌های ارزی به هدف، به کمتر از ۵۰ درصد برسد.

معضل بعدی صادرات معکوس بود؛ یعنی گاهی کالایی که با ارز ترجیحی وارد شده بود، با نرخ ارز آزاد به کشورهای همسایه فروخته می‌شد. (ناگفته پیداست تجار و واردکنندگان پاکدستی هم بوده‌اند که کارشان را درست و قانونی انجام داده‌اند.)

 

چنین بود که گروهی از منتقدان ‌گفتند «اگر قرار است مردم کالا را گرانتر از نرخ مصوب بخرند و فسادی چنین گسترده شکل بگیرد، چرا سالانه میلیاردها دلار منابع ارزی کشور تلف شود و به جیب رانت‌خواران برود؟ ارز ترجیحی را حذف کنید و یارانه‌ای را که به واردکننده می‌دادید، به انتهای زنجیره مصرف، یعنی به خود مردم دهید.»

گروه دیگری اما معتقد بودند که حذف ارز ترجیحی هرچند فی‌نفسه خوب و لازم است، در شرایط فعلی یا باید به تعویق بیفتد و یا تدریجا و در چند مرحله اجرا شود تا بازار و جامعه خود را با آن وفق دهند و اثر روانی حذف ارز ترجیحی بر افزایش قیمت‌ها به حداقل برسد.

 

کدام دو استدلال درست بود؟ هر دو از جهاتی درست می‌گفتند. اما در هر حال، ارز ترجیحی مفاسد زیادی به‌وجود آورده بود و در تعدیل قیمت‌ها نیز اثر محسوسی نداشت. موافقان حذف ارز ترجیحی می‌گویند، این‌کار شاید در کوتاه‌مدت تورم مقطعی پدید بیاورد اما در میان‌مدت و بلندمدت قیمت‌ها به ثبات نسبی می‌رسند، رانت در این حوزه از بین می‌رود، رقابت در بازار سالم‌تر می‌شود، تولید داخلی تقویت می‌شود و یارانه به مصرف‌کننده نهایی (واقعی) می‌رسد.

 

دولت و مجلس سرانجام تصمیم گرفتند بساط ارز ترجیحی را (جز برای گندم و دارو) برچینند. گفته شده (منبع خبر) مبلغ یارانه‌ها متناسب با تغییر قیمت‌ها در آینده به‌روزرسانی خواهدشد.

 

شاید از جهاتی آنچه بیش از بود و نبود ارز ترجیحی اهمیت دارد، مدیریت درست و نظارت سفت‌وسخت بر بازار و زنجیره عرضه تا مصرف است، چون مفسد و متخلف و دلال و محتکر و گران‌فروش متاسفانه همیشه و همه‌جا هستند و برای سودجویی راه‌های مختلفی پیدا می‌کنند.

 

فارغ از تمام این بحث‌ها بنده به آینده امیدوارم.

خدایا کام دل مردم را شیرین کن

  • بنده...

بعثت نبی اکرم در درجه‌ی اول، دعوت به توحید بود. توحید صرفاً یک نظریه‌ی فلسفی و فکری نیست؛ بلکه یک روش زندگی برای انسان‌هاست؛ خدا را در زندگی خود حاکم کردن و دست قدرت‌های گوناگون را از زندگی بشر کوتاه نمودن. «لااله‌الاالله» که پیام اصلی پیغمبر ما و همه‌ی پیغمبران است، به معنای این است که در زندگی و در مسیر انسان و در انتخاب روش‌های زندگی، قدرت‌های طاغوتی و شیطان‌ها نباید دخالت کنند و زندگی انسان‌ها را دستخوش هوس‌ها و تمایلات خود قرار دهند.
اگر توحید با همان معنای واقعی که اسلام آن را تفسیر کرد و همه‌ی پیغمبران، حامل آن پیام بودند، در زندگی جامعه‌ی مسلمان و بشری تحقق پیدا کند، بشر به سعادت حقیقی و رستگاری دنیوی و اخروی خواهد رسید و دنیای بشر هم آباد خواهد شد؛ دنیایی در خدمت تکامل و تعالی حقیقی انسان. دنیا در دید اسلام، مقدمه و گذرگاه آخرت است. اسلام دنیا را نفی نمیکند؛ تمتعات دنیوی را منفور نمی‌شمارد؛ انسان را با همه‌ی استعدادها و غرایز در صحنه‌ی زندگی، فعال می‌طلبد؛ اما همه‌ی اینها باید در خدمت تعالی و رفعت روح و بهجت معنوی انسانی قرار گیرد تا زندگی در همین دنیا هم شیرین شود. در چنین دنیایی، ظلم و جهل و درنده‌خویی نیست و این کار دشواری است و به مجاهدت احتیاج دارد و پیغمبر این جهاد را از روز اول آغاز کرد.

بخشی از بیانات امام خامنه‌ای حفظه الله و روحی فداه در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام در سالروز عید سعید مبعث ۱۳۸۲/۷/۲ 


عید بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به محضر امام عصر سلام الله علیه و عج الله تعالی فرجه و به شما و همه پیروان و محبان ایشان تبریک عرض می‌کنم.

  • ۲۸ دی ۰۴ ، ۱۰:۳۴
  • بنده...

برای اولین بار بود که با حاج رضوان کار می‌کردم. فکر می‌کردم با یک نظامیِ خشک و خشن روبه‌رو می‌شوم. وقتی دیدمش و چند روزی با هم کار کردیم، فهمیدم که چقدر اشتباه می‌کردم. خیلی متواضع بود و اهل شوخی و خنده. به ظاهرش هم خیلی اهمیت می‌داد. آن‌قدر خوش‌لباس بود که بعضی از بچه‌ها در لباس پوشیدن از او تقلید می‌کردند. اگر نمی‌شناختی‌اش، فکرش را هم نمی‌کردی که این، همان عماد مغنیه‌ای است که برای اولین‌بار صهیونیست‌ها را شکست داده. (35)

کمتر اجازه می‌داد از او عکس بگیرند. بیشتر وقت‌ها خودش بود که پشت دوربین می‌رفت تا در عکس‌ها حاضر نباشد... هیچ سرویس امنیتی غربی تصویری از او در اختیار نداشت؛ به‌جز چند تصویر که آن‌ها هم مربوط به دهه 80 و دوران جوانی‌اش بود. (30)

فارسی را طوری حرف می‌زد که فکرش را هم نمی‌کردی ایرانی نیست، لهجه تهرانی داشت. به انگلیسی و فرانسه هم مسلط بود. همه این‌ها، کارش را آسان و از مترجم بی‌نیازش می‌کرد. (38)

خیلی‌ها، حتی خیلی از اعضای حزب‌الله هم شک داشتند که آیا اصلاً شخصی به نام عماد مغنیه در حزب‌الله وجود دارد یا نه.... (45) 

غروب 25 مه سال 2000 بود که دیدمش؛ روز آزادی جنوب لبنان. همیشه خنده به لب داشت؛ ولی آن‌روز خنده از لب‌هایش جدا نمی‌شد؛ انگار که کل دنیا را به او داده باشند. آمد جلو و گفت: «شیخ نبیل! امروز بهترین روز زندگی منه.» بعد به سمت فلسطین نگاه کرد و گفت: «خیلی عالیه که می‌تونیم هوای فلسطین رو تنفس کنیم.» می‌دانستم که همیشه آرزو و امید آزادی فلسطین را داشت؛ اما واضح بود که آن‌روز امیدش خیلی بیشتر از هروقت دیگری است. (48)

گفته بودند شب با حاج رضوان جلسه داریم. اسمش را شنیده بودیم؛ اما هیچ‌یک از ما تا آن موقع ندیده بودیمش. شام را که خوردیم، دیدیم یک نفر از رزمنده‌ها جلوی ظرف‌شویی ایستاده و دارد ظرف خودش را می‌شوید. ما هم از موقعیت سوء‌استفاده کردیم و همه ظرف‌های‌مان را گذاشتیم جلویش و رفتیم پی کارمان. لبخندی زد و شروع کرد به شستن. دانه‌دانه‌شان را شست. جلسه که شروع شد، فهمیدیم ظرف‌های آن‌شبِ همه‌مان را حاج رضوان شسته. کارمان را به‌روی هیچ‌کدام‌مان نیاورد، هیچ‌وقت. (58)

خیلی‌ها را می‌توانستی در حزب‌الله پیدا کنی که می‌گفتند به لطف حاج رضوان صاحب‌خانه شدیم، یا به لطفش فلان مشکل‌مان حل شد. هر کدام هم با اسمی متفاوت می‌شناختندش. (71)

عاشق حضرت رقیه علیهاالسلام بود. چند روز آخر اقامتش در دمشق، مکرر به زیارت حضرت رقیه علیهاالسلام می‌رفت. شب آخر، چندساعت قبل از آن انفجار هم به زیارت حضرت رقیه علیهاالسلام رفته بود. شاید هم حاجت بیست‌وپنج‌ساله‌اش را از دخترِ سه‌ساله امام حسین علیه‌السلام گرفت. در همان روزهای شهادت حضرت رقیه‌ علیهاالسلام هم شهید شد. (91) 

شهید که شد، بعضی‌ها به سیدحسن پیشنهاد دادند که عضویتش را در حزب‌الله انکار کند. فکر می‌کردند گفتن اینکه معاون جهادی حزب‌الله ترور شده، به مقاومت لطمه می‌زند. کسی به‌وجود شخصی به‌نام عماد مغنیه در حزب‌الله اطمینان نداشت و انکار کردنِ انتساب عماد به حزب‌الله، هیچ‌کس را متعجب نمی‌کرد؛ اما سید گفت: «اعلام می‌کنیم، با افتخار هم اعلام می‌کنیم.» (96)


گزیده‌هایی از کتاب یادگاران 33 ابوجهاد|شهید عماد مغنیه | به‌قلم سیدمحمد موسوی | انتشارات روایت فتح

تصویر متعلق به جلد کتاب است که برش خورده و رنگ و نور آن اندکی ویرایش شده است.

توضیح: شماره‌های داخل پرانتز، شماره خاطرات است. علامت سه‌نقطه (...) نشانه تلخیص است.

  • ۲۷ دی ۰۴ ، ۱۲:۰۲
  • بنده...

سی و پنج سال مبارزه، مجاهدت، زندان رفتن، بارها تبعید شدن، در یک محیط رعب زندگی کردن، دوستان زیادی را با زحمت جمع کردن، احکام الهی را در زیر فشار اختناق دستگاه حاکم آن روز منتشر کردن و عمری را با این شیوه گذراندن. این یک خصوصیت از خصوصیات زندگی موسی بن جعفر است...

در اتاق خصوصی حضرت که جز اصحاب خاص آن حضرت کسی به آن اتاق دسترسی ندارد، نشانه‌های یک آدم جنگی مکتبی مشاهده میشود. شمشیری هست که نشان میدهد که هدف جهاد است. لباس خشنی هست که نشان میدهد وسیله، زندگی خشونت بار رزمی و انقلابی است و قرآنی هست که نشان میدهد هدف این است؛ میخواهیم به زندگی قرآنی برسیم با این وسائل، و این سختیها را هم تحمل کنیم...

بخش‌هایی از بیانات امام خامنه‌ای حفظه‌الله و روحی فداه در خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران، ۱۳۶۴/۰۱/۲۳ (نشانی متن کامل در Khamenei.ir)


سالروز شهادت باب الحوائج، امام موسی بن جعفر را به محضر امام عصر سلام الله علیهم و عجل الله تعالی فرجهم و به شما و همه شیعیان و محبان ایشان تعزیت عرض می‌کنم.

  • ۲۵ دی ۰۴ ، ۲۰:۴۸
  • بنده...

خدا را شکر که ایرانی هستم، در ایرانم و با ایرانیان زندگی می‌کنم.

مأخذ عکس: خبرگزاری مهر

  • راهپیمایی دیروز ملت علیه نقشه‌ی آشوب‌سازیِ داخلی، در روز غیرتعطیل حتی در بسیاری از شهرهای کوچک کشورمان عالی بود، چه رسد به شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها. آمریکا به بهانه دشواری‌های اقتصادی و مشکلاتی که گاهی خودش زمینه‌ساز آنهاست، در امور سایر کشورها پوزه دراز می‌کند. دشمن‌شناسی، موهبت بزرگی است. قدرش را بدانیم. 
  • بسیاری از هموطنانمان اعم از نیروهای انتظامی و امنیتی و مردم عادی بی‌رحمانه کشته شدند و به شهادت رسیدند. حمله دسته‌جمعی خرابکاران و ضرب و شتم‌های وحشیانه آنها خاطره جنایات دارودسته‌ رجوی و گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد را در سال‌های اول انقلاب زنده کرد. خدا به خانواده‌های شهدا صبر دهد. 
  • شمار معدودی از روزنامه‌های داخلی با جهت‌گیری‌های خاص سیاسی، در صفحه اول‌شان به راهپیمایی بزرگ دیروز چندان نپرداختند. اما آنچه دیروز رخ داد، واقعا رخ داد؛ حتی اگر کسی غفلت یا تغافل کند.
  • قطع دسترسی به اینترنت بین‌الملل در بازگرداندن آرامش نسبی و غلبه کردن بر خرابکاری‌ها و کاهش خسارت‌های جانی و مالی بسیار موثر بود. امیدوارم حاکمیت موضوع حکمرانی و انضباط در فضای مجازی را جدی بگیرد و اساسی درباره آن فکر و اقدام کند. در موضوع امنیت ملی، مجال تعارف یا تاخیر نیست. برای مثال، اگر قرار است فلان پیام‌رسان یا شبکه‌ اجتماعی خارجی در ایران فعالیت کند، قاعدتا باید مثل سایر کشورها این‌جا دفتر نمایندگی داشته باشد، مالیات بدهد و بابت عملکردش پاسخگو باشد. حتی غربی‌ها نیز که درباره آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات قمپز درمی‌کنند، فضای مجازی‌شان یله و رها نیست. برای نمونه، آمریکا به‌راحتی دسترسی کاربرانش به تیک‌تاک را قطع و فرانسه برای واداشتن مدیرعامل تلگرام به پذیرفتن مقرراتش، او را مدتی بازداشت کرد. بعضی چهره‌های مشهور (سلبریتی‌ها) که در همین کشور و در همین نظام به شهرت و ثروت رسیدند و چاق‌وچله شدند اما در بزنگاه‌ها ساز ناکوک زدند و از خانه‌های گرم‌ونرم‌شان پیام‌ها و استوری‌های کذب یا تحریک‌آمیز زدند، و به سهم خود آتش را شعله‌ورتر کردند، باید در محضر قانون، مسئولیت اقدامات‌شان را بپذیرند.

 

الحمدللهِ کَما هُوَ أهلُه

  • بنده...
ندبه